استراتژی های پیشرفته

۱۰ نکته انضباط فردی برای تبدیل شدن به فردی منضبط

۱۰ نکته انضباط فردی که شما را برای تبدیل شدن به فردی منضبط آماده می کند

این مقاله قصد دارد شما یک بینش عمیق در رابطه به انضباط فردی بدهد, نه فقط ۱۰ نکته انضباط فردی.

نکاتی که آن را می توانید در ده ها سایت پیدا کنید و بخوانید.

آیا آماده هستید؟

اگر پاسختان نه هست این صفحه را ببندید و وقت خود را تلف نکنید.

اگر پاسختان بله است

لطفا همین الان جلوی آینه بروید و به خود نگاه کنید.

یک نگاه خوب، طولانی، برای جستجو در درون خودتان.

هنگامی که شما در آینه نگاه کردید، آیا چهره ای را که به شما نگاه می کرد، می بینید؟

آیا می دانید شما که هستید؟

گاهی اوقات این می تواند یک تمرین ناخوشایند باشد اما واقعا این کار خوب است.

زیرا به شما یادآوری می کند که منی هم وجود دارد. (من هستم)

حقیقت این است که اکثر ما یک سرنخ راجع به کسی که هستیم نداریم.

اما خبر خوب این است که ما می توانیم خود واقعی مان را کشف کنیم.

حتی خبر بهتر این است که زمانی که ما این کار انجام می دهیم, یک تلنگری به خود زده ایم.

تلنگری برای شروع کردن کار ها.

برای تبدیل شدن به فردی منضبط اول باید بدانید انضباط فردی چیست؟

توضیح کوتاهش این می شود :

انضباط فردی یعنی تسلط بر خود.

تسلط بر خود یعنی چی؟

یعنی توانایی کنترل احساسات و غلبه بر وسوسه ها.

اگر می خواهید بیشتر راجب این موضوع بدانید که انضباط فردی چیست بر روی دکمه زیر کلیک کنید.

۱۰ نکته انضباط فردی به صورت خلاصه

  1. حل مشکل اول از خودتان شروع می شود
  2. کار را شروع کنید
  3. کودکانه شروع کنید
  4. کوچک شروع کنید و کمال طلبی را کنار بگذارید
  5. اول از صفر به یک برس سپس سراغ صد برو
  6. رفیق آرامتر, مسئله را دغدغه نکن
  7. بی دقت نباش, به زمان توجه کن
  8. کمی صبر کنید و جان بگیرید
  9. برای فکر کردن عمیق وقت بذارید
  10. با خودتان مهربان باشید

حل مشکل اول از خودتان شروع می شود

آیا زمانی که به آینه نگاه کردید چه حسی به خودتان داشتید؟

آیا حس کردید که یک فرد منضبط هستید؟

آیا به خود باور دارید که می توانید فردی منضبط باشید؟

در اول کار باید روی این موضوع کار کنید که من می توانم فردی منضبط باشم.

باید به این باور برسید که می توانید نظم و انضباط در زندگیتان داشته باشید.

اگر شما تصور می کنید که نظم در زندگی یک چیز ذاتی است, باید مطمئن باشید که فرد منضبطی نخواهید شد.

مثالی که در همه کتاب های موفقیت هست این است که آیا کسی که فکر کند پول کثیف است و ثروتمندان آدم های بدی هستند.

برای پول بیشتر تلاش می کند؟

من که بعید می دانم.

کار را شروع کنید

سعی کنید به هر قیمتی که شده کاری را که می خواهید شروع کنید.

زمانی که کار را شروع می کنید و کار روی غلط می افتاد و خود به خود کار انجام می شود.

بدون اینکه متوجه شوید در کمال تعجب کار انجام می شود.

امتحان کنید تا متعجب شوید.

بپذیرید و شروع کنید

زمان هایی پیش می آید که حس و حال کار کردن ندارید.

در این شرایط مغزتان سعی می کند شما را قانع کند برای اینکه کمی استراحت کنید و …

شما هم که ممکن است کلاس های انگیزشی را شرکت کرده باشید یا کتاب های موفقیت را خوانده باشید.

به خود می گویید که نه روز خوبی هست و من منظبتم و حس و حال کار را دارم.

البته مغزتان هم خواهد گفت که شعر نو نگو.

در همین شرایط به جای گول زدن خودتان به خود بگویید :

که من می دانم که حال ندارم ولی میرم و کارم را به بهترین نحو انجام می دهم.

یک قانون گول زدن خودتان برای شروع کار

یک قانونی هست به نام قانون دو دقیقه.

نمی خواهم زیاد راجبش توضیح دهیم فقط می خواهم راهکار استفاده ازش را به شما بگویم.

به خودتان بگویید من می خواهم فقط دو دقیقه کار کنم.

و سریع بروید و کار را شروع کنید.

در کمال تعجب میبینید که به جای دو دقیقه دو ساعت است که دارید کار می کنید.

کودکانه شروع کنید

سه تا از ویژگی های کودکان این است که:

  1. هیچ کاری را سخت نمی‌گیرند
  2. مداوم ادامه می دهند حتی اگر صد بار شکست بخورند
  3. نتیجه برایشان مهم نیست

اگر توجه کرده باشید کودکان صد ها بار زمین می خورند اما باز هم سراغ همان کار می روند.

و زمانی که شما به آن ها می گویید چرا این کار را می کنی دلیلی به شما نمی دهند.

و دوباره کار خود را انجام می دهند.

در طی رسیدن به هدف منضبط بودن گاهی اوقات لازم است که آدم بزرگی را رها کنید و کودک باشید.

لطفا کودک باشید و کودکانه برای هدف هایتان تلاش کنید.

کوچک شروع کنید و کمال طلبی را کنار بگذارید

می خواهم یک مثال بزنم که موضوع برایتان کاملا شفاف شود.

فرض کنید که شما فردی هستید که می خواهید لاغر کنید لازم نیست از رژیم خیلی سخت و چند ساعت در روز به باشگاه رفتن و … شروع کنید.

فقط کافی است از پله های خانه یا محل کارتان شروع کنید.

اول از صفر به یک برس سپس سراغ صد برو

معنی این جمله این است که کاری را شروع کنید به یک درجه برسانید سپس سراغ توسعه آن کار بروید.

یعنی شما از پله های آپارتمانتان یا محل کارتان شروع کنید سپس سراغ باشگاه بروید.

یعنی اگر می خواهید کسب و کاری را شروع کنید.

اول کاری را که می خواهید شروع کنید و کمی خدمات رسانی کنید ببیند آیا مشتری و بازاری هست یا خیر؟

سپس سراغ تبلیغات میلیاردی یا خدمات اختصاصی بروید.

رفیق آرومتر, مسئله رو دغدغه نکن

مسائل کوچک را برای خود دغدغه نکنید.

هر روز به خود نگویید که فلان رقیبم این رشد را کرد یا فلان همکارم این کار را کرد.

یا من اهمال کارم و تنبل و کاری به پیش نمی برم.

به جای حرف زدن الکی و ناله و نفرین کردن مسائل خود را تبدیل به قطعه های کوچک کنید.

و سپس آن ها را حل کنید.

موفقیت های کوچک به شما انگیزه می دهد و شما را برای موفقیت های بزرگ آماده می کند.

بی دقت نباش, به زمان توجه کن

آیا شما هم زمانی که کاری دارید و باید آن را انجام دهید, اهمال کاری میکنید و انجام نمی دهید.

و بعدا هم که صحبت از ارزشمندی زمان می شود می گویید من میدانم زمان مهم است اما……

اگر بدانید که زمان چه قدر مهم است دیگر اما و اگری نمی گویید.

حالا باید چه کار کنم؟

کافی است به خود نگویید که من وقت این کار را ندارم.

با این جمله خداحافظی کنید:

وقت ندارم

اگر به روز خود نگاه کنید متوجه خواهید شد که خیلی کار های بی فایده ای انجام می دهید مانند چرخیدن در اینستاگرام یا…..

سپس به خود می گویید که من وقت نکردم فلان کار را انجام بدهم.

برای مثال اگر به شما بگویند که کمی وقت بزارید و روابط خود را بهبود دهید می گویید که من وقت ندارم.

مثالی که موضوع را برای شما شفاف می کند و به نظرم آن را شنیده باشید این است که :

فرض کنید که فردی در حال ساختن یک ساختمان است البته این فرد ساختمان سازی بلد نیست.

و دارد ساختمان به طور اشتباه و کج می سازد.

حالا اگر به او بگویید که به کلاس ساختمان سازی برود یا از یک متخصص کمک بگیرد و او بگوید که وقت ندارم.

وقت ندارم چرا که دارم ساختمان می سازم.

شما چه فکری با خود می کنید؟

آیا فکر نمی کنید که او دیوانه است.

حالا همان فکر و کار او را را به کار های خود و خود تشبیه کنید.

نتیجه کمی آزاردهنده هست اما برای شما سکوی رشد است.

آیا اصلا توجه می کنید

آیا حواستان هست که حدود سه ماه از سال گذشت؟

آیا همانطور است که برایش برنامه ریخته بودید؟

هر طور که این مدت جلو آمده اید و زمان خود را گذرانده اید.

بقیه سال هم به همان روال خواهد گذشت.

مگر اینکه به جای بیرون در درون شما عید شود.

مگر اینکه از درون نو شوید.

لطفا کمی بیشتر دقت کنید.

کمی صبر کنید و جان بگیرید

یادتان باشد که شما ربات نیستید که در بیست و چهار ساعت شبانه روز کار کنید و کاملا منضبط باشید.

شما در نیمه راه خسته خواهید شد.

گوته (فیلسوف آلمانی)”]هرچیزی و هر کاری قبل از اینکه راحت بشود سخت است

تنها چیزی که به شما کمک خواهد کرد که به پیش بروید تفریح است البته یادتان باشد در حد اعتدال.

سعی کنید ماهانه حداقل ده درصد درآمده خود را برای تفریح شخص خودتان خرج کنید.

زمانی که می گویم شخص خودتان منظورم این است اگر متاهل هستید نه صرفا وقت گذراندن با همسرتان.

یا اگر بچه دارید صرفا وقت گذراندن با بچه ها.

البته اگر روحیه می گیرید و خوش می گذرد مانعی ندارد.

برای فکر کردن عمیق وقت بذارید

زمانی از روز را برای فکر کردن اختصاص بدهید.

روزانه حداقل یک ساعت فکر کنید.

خیلی از مدیران کسب و کار ها و استارت آپ ها روزانه یک ساعت وقت نمی گذارند تا فکر کنند.

برایان تریسی (نویسنده کتاب معجزه انضباط شخصی)”]بعضی ها فکر می کنند، بعضی ها فکر می کنند که دارند فکر می کنند و اکثریت انسان ها ترجیح می دهند بمیرند اما فکر نکنند.

ضمنا باید بدانید که فکر کردن مبهم ارزشی ندارید و به قول برایان تریسی باید تفکر روشن داشته باشید.

تفکر روشن و شفاف بیشتر از آنچه فکر کنید اهمیت دارد.

کیفیت تفکرات شما ارتباط مستقیمی با کیفیت تصمیمات و انتخابات شما دارد.

هرچه تفکر روشن و بهتری دارید در نتیجه تصمیمات بهتری می گیرید.

اما با وجود حواس پرتی های که اطراف ماست چگونه می توانیم شفاف فکر کنیم؟

باید ذهنتان را از شلوغی ها پاک کنید.

اگر می خواهید شفاف فکر کنید به جایی ساکت یا پیاده روی در جایی خلوت بروید.

البته سعی کنید به آهنگ هم گوش ندهید.

اینگونه می توانید صدای درونتان را بشنوید و روشن تر از همیشه فکر کنید.

با خودتان مهربان باشید

یکی از مهم ترین نکته های رسیدن به انضباط فردی این است که صبوری کنید.

با خود مهربان باشید زیرا شما ربات نیستید.

همانطور که در نکته هشتم گفتم شما ربات نیستید که در بیست و چهار ساعت شبانه روز کار کنید و کاملا منضبط باشید.

باید همیشه منتظر بی انضباطی و اهمال کاری از طرف خود باشید.

اما این دفعه که اهمال کاری کردید خود را الکی سرزنش نکنید و به جای آن تلاش کنید.

مطمئن باشید بالاخره به یک فرد منضبط تبدیل خواهید شد.

یکبار دیگه ۱۰ نکته انضباط فردی را دوره کن

  1. حل مشکل اول از خودتان شروع می شود
  2. کار را شروع کنید
  3. کودکانه شروع کنید
  4. کوچک شروع کنید و کمال طلبی را کنار بگذارید
  5. اول از صفر به یک برس سپس سراغ صد برو
  6. رفیق آرامتر, مسئله را دغدغه نکن
  7. بی دقت نباش, به زمان توجه کن
  8. کمی صبر کنید و جان بگیرید
  9. برای فکر کردن عمیق وقت بذارید
  10. با خودتان مهربان باشید

حرف آخر

برای رسیدن به انضباط فردی قطعا کمی اذیت خواهی شد.

اما بدانید که نباید بیخیال شوید.

بعضی ها می گویند انضباط فردی آزادی مرا از من می گیرد.

و هر زمان که بخواهم نمی توانم هر کاری را انجام دهم.

می خواهم همین الان یک مفهومی را یاد بگیرید که بسیار برای شما مفید است.

مفهومی که در طول چالش های زندگی و مخصوصا ساخت عادت و تبدیل یک عادت قدیمی به عادتی جدید بسیار موثر است.

یک مفهوم معجزه آسا

آن مفهوم چیزی جز آزادی مشروط نیست.

نظم و انضباط به معنای محدود نمودن آزادی فرد نیست.

بلکه به‌ منظور آن است که رفتار و فعالیت فرد را معقولانه بر طبق ضابطه‌ها و معیارهای منطقی و مشخصی درآورد.

به جای این که همه ی طول عمر خود را در حیات خلوت زندان ذهنتان بگذرانید و فکر کنید آزادی عمل دارید.

کمی به خود سختی بدهید و آزادی مشروط در برای زندگی خود امتحان کنید.

آن موقع است که بعد از چند سال می توانید از زندگیتان لذت بیشتری ببرید.

لطفا….

درست است که هر روزه نکات زیادی یاد میگیرید.

اما امیدوارم این ۱۰ نکته انضباط فردی را کمی جدی بگیرید.

زیرا هم من و هم شما از آسیب هایی که اهمال کاری به زندگیمان می زند, آگاهیم.

پس لطفا کمی تلاش کنید تا بتوانید به فردی منضبط تبدیل شوید و سطح زندگی خود را ارتقاع دهید.

لطفا نظرات خود را با ما در پایین این مقاله یا اینستاگرام به اشتراک بگذارید.

تا ما بتوانیم محتوای بهتر و جامع تری برایتان آماده کنیم.

موفق باشید.

برچسب ها

حسین لسانی

پریدن ربطی به بال ندارد, قلب می خواهد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن